از دانشجوی دانشگاه تا دانشگاه آزادی

از دانشجوی دانشگاه تا «دانشگاه آزادی»
در تاریخ هر سرزمین، انسانهایی پیدا میشوند که از نیمکت درس برمیخیزند، اما سرانجام خود به مکتبی برای یک ملت تبدیل میشوند. شهید استاد برهانالدین ربانی از همین چهرههای ماندگار تاریخ افغانستان است مردی که روزی دانشجوی دانشگاه بود، اما بعدها خود به «دانشگاه آزادی» مردم افغانستان بدل شد.
زندگی او با دانش آغاز شد. در فضای دانشگاه، به آموختن، اندیشیدن و پژوهش پرداخت و پس از آن، در جایگاه استاد، چراغ دانش را برای نسل جوان روشن نگه داشت. او باور داشت که آینده هر ملت، پیش از آنکه در میدان نبرد ساخته شود، در کلاس درس و در پرورش اندیشه شکل میگیرد.
اما روزگار افغانستان، روزگار آرامی نبود. هنگامی که استقلال، آزادی و هویت این سرزمین با چالشهای بزرگ روبهرو شد، استاد ربانی سکوت را برنگزید. او از تالار درس به میدان سیاست و مبارزه گام نهاد؛ نه برای دستیابی به جایگاه، بلکه برای دفاع از آرمانهایی که به آنها باور داشت.
از همان روز، دانشگاه او دیگر چهار دیوار و چند صنف و چوکی نبود. سراسر افغانستان، صنف درس او شد و مردم، شاگردان مکتبی شدند که درس آزادگی، پایداری، همبستگی و امید را میآموختند. او با سخنان، اندیشهها و رفتار سیاسی خود، نسلی را به اندیشیدن درباره سرنوشت کشور فراخواند.
بیگمان، کارنامه سیاسی استاد ربانی نیز مانند هر شخصیت اثرگذار تاریخی، محل دیدگاههای گوناگون است. گروهی او را از برجستهترین رهبران سیاسی و فکری افغانستان میدانند و گروهی نیز برخی تصمیمها و عملکردهای دوران زمامداری او را نقد میکنند. این تفاوت دیدگاهها، بخشی طبیعی از داوری درباره شخصیتهای بزرگ سیاسی است.
با این همه، کمتر کسی میتواند نقش پررنگ او را در تاریخ معاصر افغانستان نادیده بگیرد. او نشان داد که قدرت واقعی از اندیشه، آگاهی و ایمان به مردم سرچشمه میگیرد نه تنها از ابزار سیاست یا میدان نبرد.
از همین رو، اگر دانشگاه جای پرورش انسانهای آگاه باشد، استاد شهید برهانالدین ربانی خود به دانشگاهی زنده تبدیل شد دانشگاهی که درس آن آزادی، کرامت انسانی، استقلال، مسئولیتپذیری و عشق به میهن بود.
امروز نام او برای بسیاری از مردم افغانستان تنها یادآور یک استاد، یک سیاستمدار یا یک رئیسجمهور نیست بلکه نماد انسانی است که از نیمکت دانش برخاست و خود به مدرسهای برای آگاهی، مقاومت و آزادیخواهی بدل شد.
استاد شهید برای نسل آینده راه و دانشگاه را بنیان گذاشت که همیشه الهام زندگی ملت این سرزمین شد. آن ملتی که هیچ گاه از آزادی و آزاد اندیشی بدور نبودند.
نویسنده محمد صبور ذکریا سالنگی



