روایت فرمانده ابوبکر پنجشیری: از سقوط تا تولد دوباره مقاومت

Afghanistan By Ava.tv June 26, 2026 - 5:55 PM 1 min read

چرا ارتش که وظیفه‌اش دفاع از کشور بود در پایتخت سلاح خود را بر زمین گذاشت، و چگونه در اوج نا باوری جبهه مقاومت ملی شکل گرفت؟

با توجه به این رویداد جان‌سوز و از پیش برنامه‌ریزی‌شده در سال ۲۰۲۱ نمی‌توان آن را صرفاً یک شکست نظامی ارتش تلقی کرد.
چرا ارتش بدون حمایت سایر ارکان قدرت نتوانست از کشور دفاع کند و بر مواضع خود باقی بماند؟

من در تمام دوران خدمت به ارتش که وظیفه‌اش دفاع از کشور و مردم بود ایمان و اعتقاد داشتم…

پس چرا ارتش ما ناچار شد در پایتخت و بسیاری از مناطق دیگر بدون تحمل فشار نظامی سلاح خویش را بر زمین بگذارد؟

اجازه دهید بار دیگر تأکید کنم که نه شکست در میدان نبرد نه عقب‌نشینی در برابر دشمن، نه کمبود نیرو و نه برتری توان نظامی دشمن علت اصلی این فاجعه نبود.!

بلکه آنچه رخ داد نتیجه معامله‌ای ننگین از پیش برنامه‌ریزی‌شده و بازی‌های شرم‌آور سیاسی بود که سرانجام به تسلیم کشور و نابودی ارتش از سوی حلقه‌ای خاص به یک گروه تکفیری و جنایتکار انجامید.

من زمانی که دانشجوی دانشگاه نظامی بودم، همواره این پرسش ذهن مرا به خود مشغول می‌کرد چرا ارتش که از امکانات، تجهیزات، حمایت سیاسی و پشتیبانی مردمی برخوردار است، به‌تدریج جغرافیا و قلمرو خود را از دست می‌دهد؟

همیشه از خود می‌پرسیدم اگر روزی ارتش از انجام این وظیفه شانه خالی کند، چه کسی از کشور دفاع خواهد کرد؟

در نهایت به این نتیجه رسیدم که ارتش، گاه به ابزاری در دست شماری از سیاست‌مداران نادرست نابود می‌شود طوریکه در سال ۲۰۰۱نیرو های مجاهدین به دستان خود سران مجاهدین DDR شد
کسانی که برای تضعیف و نابودی آن، از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کنند سرانجام به جایی رسیدیم که ارتش بدون آنکه تحت فشار مستقیم دشمن قرار گیرد یا در میدان جنگ شکست بخورد یک‌شبه سلاح بر زمین گذاشت چرا؟

زیرا دیگر راهی جز به زمین گذاشتن اسلحه برای ارتش باقی نمانده بود، چون همه معادلات از پیش تعیین و برنامه‌ریزی شده بود…
هم‌زمان، بسیاری از سیاست‌مداران، بزرگان، فرهنگیان و چهره‌های شناخته‌شده کشور، هر یک به شیوه‌ای از وطن را فرار کردند.
من از خود می‌پرسیدم ارتش از هم پاشیده، کشور به سوی بحران روان است ارکان دولت فروپاشیده‌ است و مردمی ناآگاه که ابزار دست بیگانگان شده‌اند، بر سرنوشت کشور حاکم شده‌اند، در چنین شرایطی، در دره‌های سربلند پنجشیر، کوهستان های اندَراب و دامنه‌های خوست و نهرین، آن هم در روزگاری که دیگر احمدشاه مسعودی در میان ما نیست، چه باید کرد؟

پس از مشورت با چند تن از دوستان و همرزمان، به این نتیجه رسیدیم که زمان آن فرا رسیده است تا نیروهای ارتش را دوباره گرد هم آوریم و در برابر کسانی که ارتش را وسیله‌ای برای تحقق اهداف سیاسی خود ساخته و زمینه سقوط کشور و نابودی کامل ارتش را فراهم کرده بودند، بایستیم…

شعار ما (وطن، یا برای همه یا برای هیچ‌کس)
در همان نشست، یکی از همرزمانم پرسید دوستا ارتش از هم پاشیده شماری از نیروهای ارتش زخمی و خسته خود را به پنجشیر رسانده‌اند همه جنرالان، وزیران و اعضای کابینه کشور فرار کرده‌اند، نیروهای ارتش سلاح بر زمین گذاشته‌اند و دشمن به شکلی فجیع سربازان و افسران را قتل‌عام می‌کند اکنون نیز دشمن به دروازه‌های پنجشیر رسیده است. چه باید کرد (تسلیم شویم یا مبارزه کنیم) تنها همین دو راه پیش روی ماست…

نه انبار تسلیحاتی در اختیار داریم، نه نیروی منظم و سازمان‌یافته‌ای برای جنگ جز مردم پنجشیر، اندَراب، خوست تخار کاپستا و پروان و نهرین… که در میان آنان نیز مخالفان و دشمنان خود را داریم.
دیگران شاید فقط نظاره‌گر باشند. منابع مالی نداریم و حتی یک آدرس و تشکیلات مشخص برای آغاز مبارزه در اختیار ما نیست پس چه باید کرد
من بلند شدم و اعلام کردم که اندیشه مبارزه و مقاومت تنها پس از شکست و تسلیم دهی در ذهن ها شکل نمی گیرد…

تأکید می‌کنم که در دوران خدمت در ارتش، بارها با شماری از شخصیت‌های جهادی، بزرگان قومی و چهره‌های بانفوذ در نقاط مختلف کشور نشست‌هایی برگزار کرده بودیم تا در کنار ارتش جبهه‌ای تشکیل دهیم جبهه‌ای که اگر روزی چنین فاجعه‌ای رخ دهد بتواند از ارزش‌ها استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع کند.

پس از تسلیم دهی نظام جمهوری افغانستان در سال ۲۰۲۱ و تسلط دشمنان بر کابل گروهی از فرماندهان محلی، افسران، سربازان و شماری از شخصیت‌های مردمی و مردمی که با حاکمیت جدید موافق نبودند…

در دره پنجشیر گرد هم آمدند آنان بر این باور که نباید سرنوشت کشور تنها با سقوط دولت فرار اعضای کابینه و بزرگان قومی کشور پایان یابد و باید راهی برای ادامه مقاومت و دفاع از آرمان‌های بزرگ مردم و پاسداری از ارزش های انسانی اسلامی فرهنگی و منطقه یی پیدا کرد.

در چنین فضایی، اندیشه شکل‌گیری یک جبهه منسجم برای سازمان‌دهی نیروهای پراکنده ارتش و داوطلبان مردمی قوت گرفت…
هدف این جبهه، از نگاه حامیان آن، ایجاد هماهنگی میان نیروهای باقی‌مانده، حفظ روحیه مقاومت و تلاش برای ادامه مبارزه در مناطقی بود که هنوز امکان سازمان‌دهی وجود داشت.

شکل‌گیری این جبهه برای بسیاری از اعضا و هوادارانش تنها یک اقدام نظامی نبود.

بلکه تلاشی برای حفظ انسجام نیروهای پراکنده جلوگیری از خونریزی بیشتر فروپاشی کامل ساختارهای دفاعی و زنده نگه داشتن امید به آینده‌ای بود که سرنوشت آن به باور ما باید به دست مردم خراسان افغانستان رقم بخورد.

امروز با گذشت چند سال از آن روزهای تلخ نیروهایی که در قالب جبهه مقاومت و جبهه آزادی فعالیت می‌کنند.

هر یک بر اساس دیدگاه و برنامه‌های خود برای آینده کشور و تحقق آرمان‌هایشان تلاش می‌کنند.
فارغ از فراز و فرودهای این مسیر آنچه برای ما اهمیت دارد وفاداری به عهدی است که در دشوارترین روزهای وطن با خود بستیم.
ما باور داریم که تعهد به مردم و سرزمین، مسئولیتی نیست که با تغییر شرایط یا سختی راه پایان یابد.
از همین رو تا آخرین لحظه بر پیمان خود استوار خواهیم ماند و در هر جایگاهی که باشیم برای آینده‌ای آزاد آباد و شایسته مردم کشور از تلاش دست نخواهیم کشید.

شاید مسیر پیش رو طولانی و دشوار باشد اما تاریخ بارها نشان داده است که ملت‌هایی که امید اراده و باور خود را حفظ می‌کنند سرانجام راه خود را به سوی آینده می‌یابند.
ما نیز با همین باور بر عهد خود پایدار خواهیم ماند و مسئولیت خویش را در برابر مردم و میهن تا آخرین نفس فراموش نخواهیم کرد.
چنان‌که آمر صاحب شهید احمدشاه مسعود گفته بود (باشم یا نباشم مقاومت وجود دارد و ادامه خواهد یافت) ما نیز با الهام از همین باور ایمان داریم که اندیشه مقاومت به حضور یا نبود یک فرد وابسته نیست تا زمانی که آزادی، عزت و استقلال آرمان مردم در میان باشد این راه ادامه خواهد یافت.
با حرمت و احترام
ابوبکر پنچشیری

Related News

Follow AVA TV on social media

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *