زبان فارسی؛ هویت تاریخی و فرهنگی مردم افغانستان در برابر تبعیض زبانی طالبان

تحلیل و مقاله نویسنده Ava.tv September 2, 2026 - 4:50 PM 1 دقیقه مطالعه

نویسنده و ژورنالیست: راکعه آرزو حاجتی

با همه خیانت‌ها، جفاها و سیاست‌های سرکوبگرانه‌ای که طالبان در حق مردم افغانستان روا داشته‌اند، یکی از جدی‌ترین آسیب‌هایی که متوجه جامعه افغانستان شده، آسیب به هویت، فرهنگ و زبان‌های این سرزمین است. در میان این مسائل، تلاش برای تضعیف جایگاه زبان فارسی و برجسته‌سازی و تحمیل زبان پشتو، به‌ویژه در ساختارهای دولتی و اداری، نگرانی جدی برای میلیون‌ها فارسی‌زبان افغانستان ایجاد کرده است.
از زمانی که طالبان دوباره به قدرت رسیده‌اند، تلاش‌های گسترده‌ای برای کمرنگ‌کردن و حذف تدریجی زبان فارسی دری از عرصه‌های عمومی افغانستان در جریان است.
در این مدت، لوحه‌هایی که در دانشگاه‌ها، مراکز آموزشی و دیگر نهادهای دولتی به زبان فارسی دری نصب شده بودند، تغییر داده شده و در بسیاری موارد جای آن‌ها را نوشته‌های پشتو گرفته است. حتی در جاده‌ها و مکان‌های عمومی نیز تابلوها و بیلبوردهایی که برای معرفی موقعیت‌ها و مکان‌ها استفاده می‌شدند، تغییر داده شده‌اند.
مسئله زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که حتی نام‌هایی که اساساً معادل دقیق و طبیعی در زبان پشتو ندارند، به شکل اجباری تغییر داده می‌شوند؛ گاهی با ترجمه‌های نادرست و حتی اشتباهات املایی. به نظر می‌رسد در چنین مواردی، هدف نه اصلاح زبان و نه بهبود ارتباطات، بلکه کمرنگ‌کردن حضور زبان فارسی در فضای عمومی افغانستان است.

اظهارات طالبان درباره «زبان ملی»

اکنون نیز اظهارات مفتی لطف‌الله حکیمی، سرمفتش وزارت دفاع طالبان، پرسش‌های جدی دیگری را مطرح کرده است. او گفته است که فارسی و پشتو هر دو زبان رسمی افغانستان‌اند، اما تنها پشتو «زبان ملی» کشور محسوب می‌شود.
اما سؤال اساسی این است: پشتو بر اساس کدام معیار «زبان ملی» و فارسی فقط «زبان رسمی» دانسته می‌شود؟
اگر معیار، قدمت تاریخی است، پس باید پرسید زبان و ادبیات فارسی در تاریخ افغانستان چه جایگاهی داشته است؟ اگر معیار، شاعران، نویسندگان، آثار ادبی و نقش زبان در فرهنگ و تمدن این سرزمین است، آیا می‌توان نقش چندصدساله زبان فارسی را نادیده گرفت؟ و اگر معیار، تعداد گویشوران و نقش زبان در ارتباط میان اقوام مختلف افغانستان است، باز هم چگونه می‌توان فارسی را از مفهوم «ملی» بودن کنار گذاشت؟
زبان فارسی بخش جدایی‌ناپذیر تاریخ، فرهنگ، ادبیات و هویت مشترک میلیون‌ها شهروند افغانستان است؛ همان‌گونه که پشتو نیز بخشی مهم از میراث فرهنگی این کشور است. مسئله، ارزش‌گذاری یک زبان در برابر زبان دیگر نیست؛ مسئله، برابری و احترام به همه زبان‌ها و جوامع افغانستان است.
بنابراین، وقتی یک حکومت تلاش می‌کند حضور یک زبان را از تابلوهای عمومی، دانشگاه‌ها، ادارات و فضای اجتماعی حذف یا کمرنگ کند و هم‌زمان زبان دیگری را در جایگاه برتر قرار دهد، طبیعی است که این سیاست‌ها به‌عنوان نوعی تبعیض زبانی و قومی تعبیر شود.

مسئله زبان در افغانستان موضوع تازه‌ای نیست. در دوره‌های مختلف حکومت، همواره تلاش‌هایی برای برجسته‌تر کردن یک زبان و کاهش جایگاه زبان دیگر وجود داشته است. با این حال، در سال‌های اخیر، این نگرانی‌ها برای بسیاری از شهروندان، به‌خصوص تاجیکان و دیگر فارسی‌زبانان افغانستان، جدی‌تر شده است.
این مسئله تنها درباره انتخاب واژه‌ها یا تغییر تابلوهای ادارات نیست؛ بلکه زمانی که زبان به ابزار سیاست، قدرت و حذف فرهنگی تبدیل شود، مستقیماً با هویت و حقوق شهروندی مردم ارتباط پیدا می‌کند.

جایگاه زبان فارسی در افغانستان

افغانستان کشوری چندقومی و چندزبانه است و هیچ قوم یا زبانی نمی‌تواند به‌تنهایی تمام هویت تاریخی و فرهنگی این سرزمین را نمایندگی کند.

زبان فارسی و زبان پشتو هر دو زبان‌های رسمی افغانستان‌اند و در کنار آن‌ها، زبان‌هایی مانند ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه‌ای، نورستانی و زبان‌های پامیری نیز بخشی از تنوع زبانی این کشور را تشکیل می‌دهند.
با این حال، زبان فارسی جایگاه ویژه‌ای در زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم افغانستان دارد. بر اساس داده‌های منتشرشده درباره وضعیت زبانی افغانستان، حدود ۷۷ درصد مردم افغانستان فارسی دری را صحبت می‌کنند یا از آن استفاده می‌کنند. این رقم شامل افرادی است که دری را به‌عنوان زبان اول یا زبان دوم استفاده می‌کنند.
زبان فارسی یکی از زبان‌های کلاسیک جهان به شمار می‌رود و به دلیل قدمت تاریخی طولانی، ادبیات غنی و پویا و ثبات ساختاری خود در طول قرن‌ها، جایگاه مهمی در تاریخ زبان و ادبیات جهان دارد.
زبان فارسی برای میلیون‌ها شهروند افغانستان زبان خانه، آموزش، رسانه، ادبیات و ارتباطات روزمره است. حتی در مناطقی که پشتو زبان غالب است، تنها پشتون‌ها زندگی نمی‌کنند؛ بلکه اقوام و گروه‌های زبانی مختلف، از جمله فارسی‌زبانان، نیز در این مناطق حضور دارند.
از همین رو، جایگاه زبان فارسی نمی‌تواند با تصمیم یک حکومت یا سیاست یک جریان سیاسی از میان برداشته شود.
این زبان قرن‌ها در شعر، ادبیات، آموزش، فرهنگ، اداره و مناسبات اجتماعی مردم این سرزمین حضور داشته و بخش بزرگی از میراث مکتوب و فرهنگی افغانستان به فارسی دری شکل گرفته است.

فارسی؛ زبان ارتباط و پیوند فرهنگی

یکی از ویژگی‌های مهم زبان فارسی در افغانستان این است که استفاده از آن محدود به یک قوم نیست.
تاجیکان، هزاره‌ها، ایماق‌ها و شمار زیادی از شهروندان متعلق به گروه‌های قومی دیگر از فارسی استفاده می‌کنند. در بسیاری از شهرها و مناطق افغانستان، فارسی زبان مشترک ارتباط میان مردم با پیشینه‌های قومی متفاوت است.
به همین دلیل، دفاع از زبان فارسی نباید صرفاً به‌عنوان دفاع از یک گروه قومی تعبیر شود. دفاع از فارسی، دفاع از بخشی از میراث مشترک فرهنگی افغانستان و دفاع از حق میلیون‌ها شهروند برای استفاده از زبان خود است.

تجربه شخصی من از تبعیض زبانی در رادیو تلویزیون ملی

من به‌عنوان یک نویسنده و ژورنالیست، از سال ۲۰۱۷ به‌گونه جدی متوجه نشانه‌هایی از تبعیض زبانی در محیط کاری شدم.
در آن زمان، اسماعیل میاخیل ریاست رادیو و تلویزیون ملی افغانستان را بر عهده داشت. در دوره مدیریت او، تلاش‌هایی برای برجسته‌تر کردن زبان پشتو در این نهاد رسانه‌ای صورت گرفت.
بیلبوردها و نوشته‌هایی که در پشت دروازه‌ها و اتاق‌های رادیو و تلویزیون ملی قرار داشتند، تغییر داده شدند و استفاده از زبان پشتو در برخی مکاتبات و امور اداری نیز افزایش یافت.
برای من، این موضوع تنها یک تغییر اداری یا زبانی نبود؛ بلکه نشانه‌ای از سیاستی بود که می‌توانست جایگاه زبان فارسی را در یکی از مهم‌ترین نهادهای رسانه‌ای کشور کم‌رنگ کند.
رادیو و تلویزیون ملی افغانستان نهادی متعلق به همه مردم افغانستان است. بنابراین، زبان مورد استفاده در چنین نهادی نیز باید بازتاب‌دهنده تنوع زبانی و فرهنگی کشور باشد، نه اینکه به ابزاری برای برجسته‌سازی یک زبان و به حاشیه راندن زبان دیگر تبدیل شود.

تبعیض زبانی در وزارت تحصیلات عالی

در فاصله سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱، در وزارت تحصیلات عالی نیز تغییر برخی نوشته‌ها، تابلوها و نشانه‌های اداری از زبان دری به پشتو مورد توجه قرار گرفت.
همچنین، از دید من، تلاش‌هایی برای افزایش حضور پشتوزبانان در ساختارهای این وزارت صورت می‌گرفت. در آن دوره، افرادی از جمله پوهنمل عبدالتواب بالاکرزی، معین مسلکی و در مقاطعی سرپرست وزارت تحصیلات عالی، و نوراحمد درویش، معین مالی و اداری، در ساختار این وزارت حضور داشتند.
بخشی از این سیاست‌ها با حمایت حکومت وقت و ریاست‌جمهوری اشرف غنی دنبال می‌شد؛ از جمله تلاش برای جذب کارمندان پشتون و همچنین تغییر برخی مکتوب‌ها، بیلبوردها و نوشته‌های اداری.

مشکل، پشتوزبان بودن نیست

زبان پشتو نیز یکی از زبان‌های مهم و ارزشمند افغانستان است و گویندگان آن حق دارند زبان و فرهنگ خود را حفظ، آموزش و توسعه دهند.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که زبان یک قوم به ابزاری برای حذف، محدود کردن یا کم‌رنگ ساختن زبان قوم دیگر در ساختارهای دولتی، آموزشی و عمومی تبدیل شود.
اگر یک پشتوزبان در یک اداره دولتی کار می‌کند، این به‌خودی‌خود تبعیض نیست.
اما اگر معیار استخدام، ترفیع یا دسترسی به فرصت‌ها، وابستگی قومی و زبانی باشد و زبان یک گروه عملاً بر زبان گروه دیگر برتری داده شود، آن‌گاه مسئله از «تنوع زبانی» به «تبعیض زبانی» تبدیل می‌شود.

دفاع از زبان دری به معنای دشمنی با پشتو نیست

ما به‌عنوان تاجیکان و فارسی‌زبانان افغانستان، مخالف زبان پشتو نیستیم.
ما باور داریم که زبان پشتو نیز باید آزادانه رشد کند و گویندگان آن از حق آموزش، تولید آثار فرهنگی، استفاده اداری و توسعه زبان خود برخوردار باشند.
اما همین حق باید برای فارسی‌زبانان و دیگر اقوام افغانستان نیز وجود داشته باشد. برابری زبانی به معنای حذف هیچ زبانی نیست.
برابری یعنی هیچ شهروندی به دلیل زبان مادری خود احساس محرومیت، تحقیر یا بیگانگی نکند.

زبان و هویت تاجیکان افغانستان

برای تاجیکان افغانستان، زبان فارسی تنها یک ابزار ارتباطی نیست؛ زبان بخش بزرگی از هویت تاریخی و فرهنگی آنان است.
ادبیات، شعر، تاریخ شفاهی، فرهنگ و خاطرات نسل‌های متعدد فارسی‌زبانان افغانستان با این زبان پیوند خورده است.
با این حال، زبان فارسی را نباید به یک قوم محدود کرد. این زبان میراث مشترک بخش بزرگی از مردم افغانستان است و میلیون‌ها شهروند از اقوام مختلف با آن سخن می‌گویند، می‌نویسند و آثار فرهنگی تولید می‌کنند.
از همین رو، هرگونه سیاستی که به حذف یا تضعیف زبان دری منجر شود، برای بخش بزرگی از جامعه افغانستان تنها یک مسئله اداری نیست؛ بلکه مسئله‌ای مربوط به هویت، فرهنگ و میراث تاریخی آنان است.
ما نمی‌توانیم اجازه دهیم زبان مادری‌مان به حاشیه رانده شود یا جایگاه تاریخی آن نادیده گرفته شود.

فارسی؛ زبانی با پیشینه گسترده فرهنگی

زبان فارسی یکی از مهم‌ترین زبان‌های فرهنگی و ادبی منطقه است و طی قرن‌های طولانی، میراث گسترده‌ای در حوزه‌های شعر، ادبیات، تاریخ، فلسفه، عرفان و دانش ایجاد کرده است.
از فردوسی و مولانا تا سعدی و حافظ و صدها شاعر و نویسنده دیگر، آثار فارسی بخش مهمی از تاریخ ادبی و فرهنگی منطقه را شکل داده‌اند.
فارسی همچنین در دوره‌های مختلف تاریخی زبان مهمی برای دیوان‌سالاری، آموزش و ارتباط فرهنگی در بخش‌های وسیعی از منطقه بوده است.
بنابراین، سخن گفتن از زبان دری تنها سخن گفتن درباره یک زبان روزمره نیست؛ سخن از میراثی فرهنگی است که قرن‌ها در شکل‌گیری تمدن و فرهنگ افغانستان و منطقه نقش داشته است.

زبان فارسی در عصر اینترنت

امروز نیز میلیون‌ها فارسی‌زبان در سراسر جهان در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به تولید محتوا می‌پردازند. رسانه‌های خبری، وب‌سایت‌های آموزشی، صفحات فرهنگی، آثار ادبی و محتوای علمی و اجتماعی به زبان فارسی هر روز در فضای دیجیتال منتشر می‌شوند.
برخی گزارش‌ها و پایگاه‌های آماری بین‌المللی، زبان فارسی را در میان زبان‌های پرکاربرد وب قرار می‌دهند.
بر اساس آخرین آمارهای بین‌المللی پایگاه‌هایی مانند W3Techs، وضعیت اینترنتی زبان فارسی نیز قابل توجه است. بر اساس این داده‌ها، زبان فارسی در جایگاه ۱۳ام جهان از نظر سهم محتوای وب‌سایت‌ها قرار دارد؛ هرچند در سال‌های گذشته این زبان در برخی رتبه‌بندی‌ها حتی تا رتبه‌های ۵ام و ۸ام نیز بالا آمده بود.

احترام به زبان فارسی، احترام به تاریخ افغانستان

زبان نباید ابزار سلطه سیاسی یا وسیله برتری دادن یک قوم بر قوم دیگر باشد.هیچ حکومتی نباید از زبان برای ایجاد برتری یک قوم بر قوم دیگر استفاده کند.
دولت‌ها تغییر می‌کنند، نظام‌های سیاسی می‌آیند و می‌روند، اما زبان و فرهنگ متعلق به نسل‌هاست.
اگر افغانستان قرار است خانه مشترک همه شهروندانش باشد، حکومت باید به جای تحمیل یک زبان، زمینه رشد و استفاده برابر از همه زبان‌های کشور را فراهم کند.
زبان فارسی باید جایگاه رسمی و تاریخی خود را حفظ کند؛ زبان پشتو نیز باید از حق رشد و توسعه برخوردار باشد و زبان‌های دیگر افغانستان نیز نباید به حاشیه رانده شوند.
زبان فارسی تنها زبان یک قوم نیست؛ یکی از مهم‌ترین پایه‌های میراث ادبی و فرهنگی افغانستان است.

قرن‌ها شعر، تاریخ، دانش، نامه، هنر و فرهنگ در این زبان تولید شده و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است.
از همین رو، دفاع از زبان فارسی به معنای برتری دادن یک قوم بر قوم دیگر نیست.
دفاع از زبان فارسی، دفاع از حق مردم برای حفظ زبان مادری، هویت فرهنگی و میراث تاریخی‌شان است.
ما می‌توانیم به زبان پشتو احترام بگذاریم و هم‌زمان از زبان فارسی دفاع کنیم.
می‌توانیم برای زبان‌های ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه‌ای، نورستانی و پامیری نیز احترام و فرصت برابر بخواهیم.
فارسی را نباید حذف کرد، پشتو را نباید تحمیل کرد و هیچ زبان دیگری را نباید به حاشیه راند.

خبرهای مرتبط

آوا تی‌وی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *