از سقوط جمهوری تا تداوم مقاومت نگاهی به مسیر فرمانده حسیب پنجشیری

نویسنده : حاجتی سالنگی
سقوط نظام جمهوری افغانستان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، تنها فروپاشی یک حکومت نبود؛ بلکه آزمونی برای سیاستمداران، فرماندهان نظامی و چهرههایی بود که طی دو دهه از جمهوریت، قانون اساسی، آزادی و ارزشهای دموکراتیک دفاع میکردند. در حالی که با ورود طالبان به کابل، بخش بزرگی از رهبران سیاسی و نظامی کشور افغانستان را ترک کردند، شماری از افراد تصمیم گرفتند در داخل کشور بمانند یا مبارزه خود را از جبهههای مقاومت ادامه دهند. در میان این افراد، فرمانده حسیب پنجشیری نیز راه مقاومت را برگزید.
در تاریخ معاصر افغانستان، مفهوم «مقاومت» همواره فراتر از یک اقدام نظامی بوده است. مقاومت، برای بسیاری از نیروهای مخالف طالبان، به معنای مخالفت با انحصار قدرت، دفاع از تنوع قومی و سیاسی، و تأکید بر حق مردم برای مشارکت در تعیین سرنوشت کشور تعریف میشود. از این منظر، تصمیم کسانی که پس از سقوط جمهوری میدان را ترک نکردند، صرفاً یک انتخاب نظامی نبود، بلکه یک موضع سیاسی نیز به شمار میرفت.
فرمانده حسیب پنجشیری از جمله افرادی است که پس از سقوط جمهوری، روایت متفاوتی را برگزید. در حالی که امکان خروج از افغانستان برای بسیاری از فرماندهان و مقامهای حکومت پیشین فراهم شد، او مسیر دیگری را انتخاب کرد. بر اساس دیدگاه هوادارانش، این تصمیم ناشی از این باور بود که آینده افغانستان تنها از طریق ادامه ایستادگی در برابر آنچه «حاکمیت انحصاری طالبان» خوانده میشود، قابل تغییر است.
در پنج سال گذشته، طالبان توانستهاند کنترل کامل ساختارهای حکومتی را در دست بگیرند، اما همزمان با انتقادهای گسترده داخلی و بینالمللی نیز روبهرو بودهاند. محدودیتهای گسترده بر آموزش دختران، اشتغال زنان، فعالیت رسانهها و فضای سیاسی، افغانستان را وارد مرحلهای کرده که بسیاری از نهادهای حقوق بشری آن را یکی از بستهترین نظامهای سیاسی جهان توصیف میکنند. در چنین شرایطی، مخالفان طالبان استدلال میکنند که مقاومت، تنها یک نبرد مسلحانه نیست؛ بلکه تلاشی برای زنده نگه داشتن مطالبه آزادی، عدالت و مشارکت سیاسی است.
با این حال، واقعیت میدان نیز پیچیده است. مقاومت ضد طالبان، با وجود انجام عملیاتهای پراکنده، تاکنون نتوانسته موازنه قدرت را به شکل بنیادین تغییر دهد. از سوی دیگر، پراکندگی نیروهای مخالف، کمبود حمایت بینالمللی و شرایط دشوار امنیتی، چالشهای بزرگی را پیش روی این جریان قرار داده است. به همین دلیل، آینده این مقاومت همچنان با پرسشهای جدی درباره ظرفیت سیاسی و نظامی آن همراه است.
با وجود این چالشها، هواداران فرمانده حسیب پنجشیری معتقدند که اهمیت تصمیم او بیش از آنکه در نتایج نظامی خلاصه شود، در پیام سیاسی آن نهفته است. از نگاه آنان، ماندن در مسیر مخالفت با طالبان، در زمانی که بسیاری از چهرههای شناختهشده کشور راه مهاجرت را برگزیدند، نمادی از وفاداری به آرمانهایی است که در دوران جمهوریت از آن سخن گفته میشد.
در مقابل، منتقدان نیز استدلال میکنند که ارزیابی عملکرد شخصیتهای سیاسی و نظامی باید بر پایه نتایج عملی، میزان تأثیرگذاری و هزینههایی که بر جامعه تحمیل شده است انجام شود، نه صرفاً بر اساس ماندن یا رفتن. از این منظر، قضاوت درباره نقش افراد در تحولات پس از سقوط جمهوری، نیازمند گذشت زمان و بررسی دقیقتر پیامدهای اقدامات آنان است.
آنچه امروز روشن است، این است که سقوط جمهوری، مرز تازهای در سیاست افغانستان ایجاد کرد؛ مرزی که بسیاری از چهرهها را بر اساس تصمیمشان در آن روزها تعریف میکند. برخی کشور را ترک کردند و برخی دیگر مسیر مقاومت را انتخاب کردند. فرمانده حسیب پنجشیری در زمره کسانی قرار گرفت که راه دوم را برگزید؛ تصمیمی که هوادارانش آن را نشانه تعهد به آرمان مقاومت میدانند و منتقدانش آن را همچنان موضوعی قابل بحث و ارزیابی میشمارند. اینکه تاریخ در نهایت چه داوریای درباره این انتخاب خواهد داشت، پرسشی است که پاسخ آن را تنها گذر زمان روشن خواهد کرد.



